سپهرسپهر، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 12 روز سن داره

سپهر عشق مامان

بابا حاجی و مامان حاجی اومدن ن ن ن ن ن ن

1391/8/27 13:19
نویسنده : مامانی
525 بازدید
اشتراک گذاری

سلامممممممممممممم سلام به همهی حاجی های ایران.

سلام مخصوص به همه ی نی نی وبلاگی هایی که امسال مثل ما حاجی داشتن.

رسیدن حاجی هاتون بخیر.

ما رو بابت این همه تأخیر ببخشید. البته هیچکی تو این مدت سراغمون رو نگرفت ها. ولی گفتیم شاید کسایی دلتنگمون شده باشن(روابط عمومی دلخوش کردن!)

بالاخره بعد از یک ماه انتظار و دوری از مامان و بابای خودم، ظهر روز چهارشنبه 24/08/91 پروازشون به زمین نشست و  چهره نورانی و لباسهای معطر به عطر کعبه و قبرستان بقیع و مرقد حضرت محمد (ص) رو دیدیم و استشمام کردیم.

چقدر دلتنگشون بودم. احساس میکردم هیچکس رو توی این دنیای بزرگ ندارم.احساس ناتوانی ، گاهی برای کنترل سپهر نازنین، اون موقع بود که چقد وجود مامانم رو میخواستم.احساس عجز میکردم در برابر سپهر ، که هزار ماشالا شیطنتهاش دو برابر شده.

وقتی مامانم اینا اومدن فکر نمیکردم سپهر یادش باش، ولی قربونش برم بزنم به تخته بچه ی باهوشی دارم. همون لحظه اول هر دو رو شناخت. مامانم که هنوز اونطرف نرده ها بود قربون صدقه سپهر میرفت و گفت از پشت نرده ها سپهر روبهش بدم. و با خودش آوردش اینطرف نرده ها.

بابام که از راه رفتن سپهر کیف کرده بود، میگفت اگه میدونستم هم راه میره و هم دو تا دندون دیگه در میاره زودتر میرفتم مکه. و کلی سوغاتی واسه آقا سپهری آوردن که نصفشون رو دادن و مامانم گفت بقیه رو بعداً

خلاصه اینکه ما هم بعد از یک ماه سر و سامون گرفتیم. بس که یه پامون خونه مامانم اینا بود و یه پامون خونه ی خودمون.

راستی، خیلی زود دوربین خاله ریحانه رو میگیرم و جدیدترین عکسهای سپهر رو میزارم توی وبلاگش.

شرمنده که بدون شکلک و چیزای دیگهاین مطلب رو گذاشتم. آخه سرم خیلی شلوغه و حالم زیاد مساعد نیست. احساس میکنم دارم آنفولاتزا میگیرم. همه ی استخونهام تیر میکشن.

 

تورو خدا دعا کنید آنفولانزا نباشه. و سپهر از من مریض نشه.

مرسی از همتون.

دوستتون دارم خیلی زیاد.

فعلا بای بای.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (14)

مامان یاسمن ومحمد پارسا
27 آبان 91 13:38
سلام مامانی چشمتون روشن امیدوارم همیشه سالم و سلامت باشند


سلام عزیزم. مرسی. ایشالا قسمت شما هم بشه عزیزم.
مامان یاسمن ومحمد پارسا
27 آبان 91 13:39
مامان جون لینگتون کردم راستی ادرس وبلاگمون عوض شده


سلام مامانیه فرشته ها. مرسی عزیزم. اومد سرزدم خدمتتون ها.
ماچ
مامان یاسمن ومحمد پارسا
27 آبان 91 13:40
فدای این پسر باهوش بشم من


خدا نکنه خاله *:
مامان مهبد كوچولو
28 آبان 91 7:52
سلام عزيز دلم ، نگو كه كسي تو اين مدت سراغمون رو نگرفت كه من يكي ميكشمت ها ، من هر روز به وبلاگت سر ميزدم و چون ميدونستم اين هفته مامان حاجي و بابا حاجي ميان از مكه گفتم مزاحمت نشم من هم از وقتي از شمال برگشتيم درگير سرماخوردگي مهبد و بعدش هم خودم بودم ، هنوز هم خوب نشدم ، يك هفته اي هم هست كه سردرد شديد دارم و كلي اذيتم ميكنه . در هر صورت تو دوست گل مني كه خيلي خيلي دوستتون دارم هم تورو و هم سپهرم رو . عزيز دلم خيلي هم دلم براتون تنگ شده ، بابا دلمون ضعف رفت براي عكسهاي جديد سپهر ..... راستي تا يادم نرفته يه تشكر ويژه به خاطر تمام مهربوني هات كه اومدي به كلبه ي خاطراتمون و تولدم رو تبريك گفتي ، خيلي خوشحالم كردي .


سلام عزیزم. بخدا شوخی کردم. ما که ارادت خاصی به اراکی ها به خصوص خانواده ی مهبدی داریم.قربونش برم .
امیدوارم که هر دوتون هر چه زودتر خوب بشید. چون میدونم مامانی که سرما خورده باشه نمیتونه از نی نیش مواظبت کنه. پس اول مواظب خودت باش عزیم.
خیلی دوستتون دایم.
واسه تولد هم........... قابلی نداشت. کمترین کاری که از دستم بر می اومد عزیز دلم.
فریبا مامان رایین
29 آبان 91 0:55
چشمات روشن عزیزم...
پس بالاخره دوران دلتنگی به سر اومد..
ایشالا که قسمت خودت هم باشه عزیزم...
وای مواظب باش مریض نشی ها!!! نبینم حال نداشته باشی؟!


مرسی فریبا جون عزیزم. ایشالا قسمت شما هم بشه. ایشالا وقت کنم باید یه شرح مفصل واسه این یه هفته بنویسم.
البته اگه کمبود وقت اجازه بهم بده.
مامان مهبد كوچولو
29 آبان 91 12:43
خصوصي داري عزيزم


اومدیییییییییییییییییییییییم
مامان یاسمن ومحمد پارسا
30 آبان 91 9:35
سلام خاله جون ممنون که اومدید سر زدید ما قم زندگی میکنیم اما اصالتا هر دو زنجانی هستیم .روی ماه سپهر جون و ببوسید


سلام مرسی عزیزم. خوشحالم از آشنایی باهاتون. شما هم بچه های خوشکل موشکلا رو ببوس.
مامان یاسمن ومحمد پارسا
30 آبان 91 9:35
راستی خاله جون به ما هم رمز میدی


رمز چی رو عزیزم؟؟؟
مامان یاسمن ومحمد پارسا
30 آبان 91 9:37
بفرمایید خصوصی


چیزی نبود مامانی یاسمن و پارسا
مامان علی خوشتیپ
30 آبان 91 13:24
اینجا هم اومدم زیارت قبولیشون
چشکتون روشن...ایشاالله قسمت خودتون بشه


ممنون سارا جون.همچنین قسمت شما.
چشکتون نه، چشمتون.
مرسی عزیزم.
بنده خدا علی جان چی میکشه از دست تو !
فریبا مامان رایین
1 آذر 91 1:49
زودباش دیگه! منتظر خبرای جدیدیم!...


سلام فریبا جون. چشم حتما عزیزم.
مامان مهبد كوچولو
6 آذر 91 10:04
سلام عزيز دلم ، فدات بشه خاله پس عكسات كو ؟؟؟؟؟؟


سلام عزیزم. به خدا امروز دیگه هر جوری شده میزارم.
قول ل ل ل ل
مامان طاها
6 آذر 91 15:41
چشمتون رون
انشا... که انفولانزا هم نیست
وبلاگ خوشگلی دارید امیدوارم با تبادل لینک هم موافق باشید

░██▓▒░░▒▓██
██▓▒░__░▒▓██___██████
██▓▒░____░▓███▓__░▒▓██
██▓▒░___░▓██▓_____░▒▓██
██▓▒░_______________░▒▓██
_██▓▒░______________░▒▓██
__██▓▒░____________░▒▓██
___██▓▒░__________░▒▓██
____██▓▒░________░▒▓██
_____██▓▒░_____░▒▓██
______██▓▒░__░▒▓██
_______█▓▒░░▒▓██
_________░▒▓██
_______░▒▓██
_____░▒▓██



سلام عزیزم. ماشالا پسر خوشکل و تپلی دارید. حتماً چشم. خوشحال میشم یه دوست هم از گنبد کاووس داشته باشم.
نرگس مامان طاها و تارا
7 آذر 91 10:37
سلام
طاها و تارا در مسابقه"ني ني و محرم "شركت كردند و براي برنده شدن به راي شما نياز دارن.ممنون ميشيم به لينك زير مراجعه كرده و به كوچولوهاي ما راي دهيد.كد ما 42 است.زمان راگيري از سه شنبه تا پنجشنبه است.
ممنون
http://2nyaienafis.niniweblog.com/post1412.php

سلام عزیزم. من یه رأی دادم. اگه بشه 2 تا بدم چشم الان میرم رأی میدم.